على(عليه السلام) پيوسته به ياد خدا بود! - اللهم صلي علی علی بن موسی الرضا المرتضی،

+ على(عليه السلام) پيوسته به ياد خدا بود!

دوشنبه 15 مرداد 1386 ساعت 12:38 صبح
على(عليه السلام) پيوسته به ياد خدا بود!

على عليه السلام از هنگام تولدش به ياد خدا بود،و با قرآن و ذکر خدا و خواندن کتاب‏هاى آسمانى زندگى‏اش را شروع کرد،و طبق روايات و نقل اصحابش،پس از ضربت مسموم‏«ابن ملجم مرادى‏»لعنة الله عليه نيز پيوسته مشغول مناجات با خدا بوده است.

بنا بر اين آغاز و فرجام زندگى آن حضرت همراه با ياد خدا بوده،و تاريخ و بيوگرافى آن سرور نيز حاکى است که در هيچ عمل و کار و تلاش و جنگ و جهاد...هم اين حالت را از دست نداد،و با ذکر و ياد معبودش مى‏زيست!!

اگر کسى سخنان‏«نهج البلاغه‏»را بررسى کند،و مضمون خطبه‏ها و نامه‏ها و کلمات قصار و حکمت‏هاى آن را در نظر بگيرد،کاملا به اين نتيجه مى‏رسد که آن بزرگوار در ميدان توحيد و ياد خدا و آخرت و خود سازى و تزکيه نفس،و تقوى و پرهيز از گناه،بيش از ميدان‏هاى ديگر سخن رانده است،و اين کار از ديدگاه روانشناسى مى‏رساند که على عليه السلام به اين موضوعات و شيوه‏ها بيشتر توجه داشته است. و لذا ملاحظه مى‏کنيم که آن امام عارف و خداجو در دل تاريک شب‏ها به عبادت مى‏پردازد،و به ياد او و به امر وى على رغم قدرت و توانش در موارد بسيارى اسير روباهان مى‏گردد!!و تلخ‏ترين تلخى‏ها را تحمل مى‏کند،و در دعاها و مناجاتش آن چنان درد دل مى‏کند،که گويا صدايش از درون دوزخ و فراق ياران...به گوش مى‏رسد!! (1) هنگامى که‏«معاويه‏»از ياران على عليه السلام از جمله‏«عدى بن حاتم‏»و«ضرار بن ضمرة‏»سؤال مى‏کند که سيره على را چگونه ديديد؟آنان ضمن گزارش کوتاهى از بيوگرافى و شيوه زندگى آن حضرت،اين بعد روحى مولاى متقيان را نيز بازگو مى‏کنند که على عليه السلام ناله مى‏کرد و گريه مى‏نمود و اشک مى‏ريخت،و آنى از ياد خدا غفلت نمى‏فرمود،و همانند انسان‏هاى مار گزيده به خود مى‏پيچيد،و مى‏گفت:اى دنيا!و اى نفس!از من دور شويد!

معاويه آن دشمن سنگين دل و«قسى القلب‏»على عليه السلام شروع به گريه مى‏کند،و آن حضرت را مورد تاييد قرار داده،و اطرافيانش را در اوصاف على مى‏گرياند!! (2) على نه تنها خودش چنين بود،بلکه پيروان و اصحابش را نيز به همين اوصاف توصيه مى‏نمود،و هر گاه کسى بر جمع آنان مى‏رسيد مشاهده مى‏نمود که آنان طبق سفارش قرآن مجيد مؤمنان حقيقى در حال نماز و عبادت و مناجات با خدا هستند،و در هر کار و تلاش مادى نيز خدا را فراموش نکرده،و او را در متن زندگى و عقيده قرار داده،و لذا گرفتار و هواها و مصيبت‏ها نمى‏گردند،و از رهبر و امامشان امير المؤمنين اطاعت مى‏کنند که مى‏فرمايد:«احذر ان يراک الله عند معصيته،و يفقدک عند طاعته...» (3) بر حذر باش از اين که در حال نافرمانى و گناه به خدا بسر برى،و از طاعت و عبادتش غافل بمانى!

و در يک هشدار ديگرى مى‏فرمايند:«اتقوا معاصى الله فى الخلوات فان الشاهد هو الحاکم‏» (4) از گناه کردن به خدا در خلوت و پنهانى نيز اجتناب کنيد،زيرا خداوند شاهد و گواه،خودش نيز حاکم مى‏باشد! !

اين فرازها از روح على عليه السلام حکايت دارد که انسان‏ها هميشه بايد به ياد او باشند،و در خلوت و جلوت و نهان و آشکار از جرئت‏به نزديکى گناه وحشت نمايند،و باور کنند،آن کسى که در نهان‏ها نيز انسان را کنترل مى‏کند،و از گناه او با خبر است،سرانجام همان خدا،ما را به پاى بازخواست و محاکمه مى‏کشاند!!

و در يک حديث ديگر براى معيار ارزش بندگى و مراتب آن مى‏فرمايند.«من اراد منکم ان يعلم کيف منزلته عند الله،فلينظر کيف منزلة الله منه عند الذنوب‏» (5) هر کس از شما بخواهد ارزش بندگى خويش را بداند،و معلوم نمايد که تا چه مقدار در پيشگاه او ارج دارد،ملاحظه نمايد که در هنگام روبرو شدن با گناه تا چه ميزانى به خدا ارزش قائل بوده،و از نافرمانى‏اش اجتناب مى‏نمايد!!

اين حديث راستى چه سنجش خوبى براى کليه بندگان الهى است؟و چه ابزار عالى براى هشدار به غافلين است،که در هنگام برخورد با عوامل گناه به خود آمده،و دامن خويش را به مفاسد خلاف و بى‏عفتى‏ها و تضييع حقوق ديگران نيالايند،و تا به مرز گناه نرسيده از عظمت‏خدا بترسند...

از مجموع اين احاديث نتيجه مى‏گيريم که مولاى متقيان در تمام آنان زندگى به ياد خدا بوده،و با تجسم عظمت‏خالق و باور به شهادت و گواهى الهى به اعمال بندگانش...هرگز فکر گناه را هم نمى‏کرده است.

پى‏نوشتها:

1) در اکثر دعاهاى آن حضرت به ويژه در دعاى‏«کميل‏»اين مضامين مشهود است.

2) الغدير ج 2 ص 319،بحار الانوار ج 41 ص 15،سفينة البحار ج 2 ص 657 و ساير مدارک

3) نهج البلاغه حکمت 375 ص 1268

4) نهج البلاغه حکمت 316 ص 1240،وسائل الشيعه ج 11 ص 188 ح 11

5) تحف العقول ص 71

آفتاب ولايت ص 340

على اکبر بابازاده

نوشته شده توسط : خادم الرضا

نظرات ديگران [ نظر]